آستان قدس رضوی پیشگام وقف و تحصیل است؛
موقوفه ایتام و سادات در «مکتبخانه رضوی»
یکی از برکات وجود بارگاه رضوی، تأسیس مکتبخانه اطفال یتیم بوده که در مجاورت حرم رضوی بنا شده بود. این بنا، محل نگهداری کودکان یتیم به ویژه اطفال سادات بود که از اوایل دوره صفویه تا پایان دوره قاجار فعالیت داشت. نام این مکتبخانه در اسناد به شکلهای مختلفی آمده است؛ مکتبخانه سرکار فیض آثار، اطفال ایتام، اطفال سادات، اطفال ایتام سادات، موقوفه محرابخانی، مدرسه رضویه و مدرسه صدریه سادات.
هرچند در منابع تاریخی از تاریخ دقیق تأسیس آن اطلاعی در دست نیست، ولی اسناد بهجامانده نشان میدهد که این مکتبخانه پس از صدور فرمان شاه طهماسب اول صفوی در مجاورت حرم مطهر تأسیس شد. مطابق این فرمان چهل دختر و پسر یتیم در این مکتبخانه زیر نظر معلمان شیعه مرد و زن تحصیل میکردند. لباس و مایحتاج آنان رایگان بوده و هنگامی که به سن بلوغ میرسیدند هر پسر با دختری ازدواج میکرد و جای آنان را طفل دیگری میگرفت.
سرگذشت مکتبخانه
نقل است تا پیش از آنکه مکتبخانه در سال ۱۱۲۰ قمری صاحب موقوفه شود، هزینههای آن اعم از حقوق معلمان، غذا، لباس و کمک هزینههای تحصیلی از محل درآمدهای حرم مطهر تأمین میشده است.
قدیمیترین سند در این رابطه قبض پرداخت مبلغی از محل درآمدهای آستانه به معلم و شاگردان مکتبخانه مربوط به سال ۱۰۱۲ قمری است. تا اینکه در سال ۱۱۲۰ قمری محمود بیکا که ناظر بیوتات آستانه بود، بخشی از دارایی خود را که شامل مزرعه محراب خان و قنات درویش بود، وقف مکتبخانه کرد. از آن پس هزینههای مکتبخانه از محل درآمد موقوفه تأمین میشد. از جمله شرایط وقفنامه آن است که کودکان تحت تعلیم میبایست چهل نفر یتیم سادات صغیر باشند و اگر این تعداد کامل نشد، کودکانی که از طرف مادر سید هستند، شامل این وقفنامه میشوند و اگر باز هم این تعداد تکمیل نشد، از ایتام شیعه اثنیعشری تعداد را تمام کنند. معلّم آنها نیز شخص متدیّن و صالح و دیندار باشد و البته سید بر غیرسید برتری دارد و باید چونان پدری شفیق و دلسوز درباره کودکان رفتار کند. اطفال پس از رسیدن به سن بلوغ، دیگر نمیتوانند از مزایای این وقفنامه بهرهمند شوند و در عوض در صحن مقدّس میتوانند به شغل معلّمی مشغول شوند و باید به جای آنها، اطفال صغیر دیگری را برگزینند.
مزایای وقف برای محصلان
بر اساس این وقفنامه، سالانه به هر کودک دو دست قبا، دو دست پیراهن، دو دست زیرجامه، دو عدد کلاه، دو جفت کفش و یک شال کمر داده میشد. غذای کودکان شامل نان و برنج بود که هر روز مقدار یک چارک نان به وزن تبریز و یک چارک برنج داده میشد و در هر ماه به هر کودک صد دینار تبریز برای انجام امور شخصی نظیر استحمام و اجرت لباسشویی پرداخت میشد. حقوق معلّم نیز در سال دو تومان و پنج هزار دینار تبریزی بود. این وقفنامه که به شماره یک در بخش نسخ خطی کتابخانه مرکز آستان قدس رضوی نگهداری میشود، سرآغازی بر عمل خیر وقف نسبت به این مکتبخانه بود. به دنبال این وقفنامه، نیکوکاران دیگری نیز بخشی از درآمد خود را صرف این کانون تحصیلی کردهاند.







