مرکز ارتباطات‌و رسانه

آستان قدس رضوی

www.razavi.ir

واقف تنها بیمارستان پیوند عضو شرق کشور

جستاری درباره رابعه قهرمان؛ بانویی که بانی خیر شد

واقف تنها بیمارستان پیوند عضو شرق کشور

جستاری درباره رابعه قهرمان؛ بانویی که بانی خیر شد

واقف تنها بیمارستان پیوند عضو شرق کشور

در ابتدای عصر حاضر، درمانگاه‌ها و بیمارستان‌های بسیاری در مشهد به وسیله مردم ساخته و وقف شد که از آن جمله، بیمارستان «منتصریه» از قدیمی‌ترین موقوفات درمانی در این قرن است. این وقف به بیش از ۱۰۰ سال پیش یعنی سال ۱۲۹۷ خورشیدی بازمی‌گردد؛ ایامی که هنوز علم پزشکی تا این حد پیشرفت نکرده بود و ایامی که مشهد هنوز به این اندازه نبود. در هیاهوی انقلاب مشروطه، شاهد دوران پرتلاطمی در تاریخ مشهد هستیم. برخی از رجال و شخصیت‌ها به فراخور نقش اجتماعی آن‌ها، اقدامات شایان‌توجهی در زمینه وقف انجام دادند. دو نفر از این افراد محمدحسن میرزامنتصرالملک و همسرش بودند؛ همان زن و مردی که تصمیم گرفتند اموال خود را در راه گره‌گشایی از مشکلات مردم وقف کنند.

رابعه و عهدی که بست

احترام‌السلطنه پس از مرگ همسرش دست به کار می‌شود و در همان سال سه مزرعه فتح‌آباد و مستصلی و ریوند را می‌فروشد تا با پول آن بیمارستان بسازد. احترام‌السلطنه ابتدا تصمیم می‌گیرد یک زمین در حاشیه بالا خیابان بخرد و وقفش را در این محله اجرایی کند، ولی مناسب نبودن اراضی بالا خیابان سبب می‌شود او یک قطعه زمین از اراضی پشت باغ ملی بخرد. در اسناد حدود این زمین را چنین ذکر کرده‌اند: «از جانبی به باغ ملی و از حدی به اراضی ورثه حاجی محمدرضا سرایدار و از جانبی خیابان دروازه جنت و از حدی به منزل میرمختار».

بانو در ادامه، با باقیمانده پول فروش این زمین که حدودش را در وقف‌نامه ۳ هزار و ۵۰۰ ذرع (حدود ۳ هزار و ۶۴۰ مترمربع) نوشته‌اند، سه پارچه مزرعه می‌سازد و تجهیز می‌کند. احترام‌السلطنه افزون بر آنچه منتصرالملک به او می‌دهد، قسمتی از اموال خودش را نیز برای مخارج مریضخانه می‌بخشد و پس از ساخت بیمارستان نیز خود، نام منتصریه را بر آن می‌نهد تا هم علاقه‌اش را به همسرش ثابت کند و هم یاد منتصرالملک را زنده نگه دارد. ناگفته نماند که ساخت مریضخانه چند سالی زمان می‌برد تا اینکه در اواخر قرن سیزدهم خورشیدی، خبر افتتاح دومین بیمارستان مشهد در همه بلاد می‌پیچد.

اخبار بیمارستان در جراید

روزنامه رعد که آن زمان اخبار ساخت این بیمارستان را پیگیری می‌کرد، در شماره ۲۸ خود می‌نویسد: «مریضخانه منتصریه از تأسیسات مرحوم منتصرالملک است که عایداتش از موقوفات املاکی (است) که عجالتاً در سال، بالغ بر ۶ هزار تومان می‌شود. رییس آن (هم) آقای دکتر حسین‌خان طهرانی است. چون هنوز ترتیب کاملی برای این مریضخانه داده نشده و بنای آن به پایان نرسیده، مریض نخوابانده‌اند و فقط مرضا (بیماران) مجانا معاینه می‌شوند.»

همین جریده در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ خورشیدی خبر دیگری را به نقل از دکتر طهرانی نقل می‌کند که نشان می‌دهد بیمارستان از خرداد سال ۱۲۹۸ شروع به کار کرده و صورت عایدات و مخارج آن در این ۸ ماه چنین بوده است: «در مدت هشت ماه گذشته تا آخر جدی (آخر بهمن) آنچه واصل مریضخانه گردیده، ۳۵ هزار و ۳۸۷ قران و ۷۰۰ دینار (بوده) بدین ترتیب: اجاره املاک موقوفه ۳۳ هزار و ۷۴۴ قران، عواید متفرقه و اعانات هزار و ۶۴۳ قران و ۷۰۰ دینار، مخارج مرضایی که تحت معالجه بوده‌اند به ضمیمه حقوق اطبا و ... ۳ هزار و ۷۱۰ قران و ۷۰۰ دینار است و بقیه آن را که بالغ بر هزار و ۷۱۶ قران می‌باشد، طلب مریضخانه است که باید از محل اجاره املاک وصول شود». از این آمار و وقف‌نامه آن معلوم می‌شود که بنای کار این مرکز درمانی از اساس بر درمان رایگان بیماران نهاده شده بوده است. در ادامه این خبر، رییس بیمارستان آمار بیمارانی را که در این مدت در بیمارستان مداوا شده بودند، ۱۱۹ نفر و تعداد مریضانی را که سرپایی به پزشکان مراجعه کرده بودند، نزدیک ۶ هزار نفر اعلام می‌کند.

البته بیمارستان در سال نخست با چالش‌های مالی روبه‌رو می‌شود؛ ۲۵ اسفند ۱۲۹۸ در جراید آن زمان نوشته‌اند: «مریضخانه منتصریه به‌مناسبت عدم وصول عایدات آن و عقب افتادن اقساط اجاره املاک موقوفه، قریب ۲ هزار تومان مقروض شده و نزدیک به انحلال است». پس از این، منتصریه در یک شیب ملایم روزگار می‌گذراند و تبدیل به یک شفاخانه عمومی می‌شود که مردم بی‌بضاعت از آن بهره‌مند بوده‌اند.

قصه تعطیلی چندماهه

قصه منتصریه همین‌جا به پایان نمی‌رسد. در سال ۱۳۱۲ خورشیدی ساختمان آن برای مدتی تعطیل می‌شود تا طبق آنچه در اسناد گفته شده است، آن را بازسازی و تجهیز کنند. در ۶ آبان ۱۳۱۲ خورشیدی، احترام‌السلطنه نامه‌ای به آستان قدس می‌نویسد مبنی بر اینکه نماینده‌ای را برای شرکت در یک جلسه معرفی کنند؛ جلسه‌ای که برای تصمیم‌گیری درباره ساماندهی امور داخلی منتصریه برگزار شده است. در این جلسه رأی به تعطیلی چندماهه منتصریه داده می‌شود تا امور آن سامان پیدا کند، اما در اسفند همین سال، نامه‌ای را آستان قدس برای رابعه‌خانم می‌فرستد که در آن آستانه می‌خواهد با توجه به شیوع مرض تیفوس در شهر و پر شدن ظرفیت دارالشفاء، منتصریه را تا ۱۵ اسفند بازگشایی کنند. رابعه‌خانم هم پاسخ می‌دهد که مقدمات افتتاح ساختمان منتصریه پس از تعمیر بنا و تجدید اثاثیه و... فراهم شود و از ۷ اسفند دایر است و از بیماران پذیرایی می‌کنند. بانو قهرمان به قول خودش وفا می‌کند و در بیمارستان در بحبوحه شیوع بیماری‌های واگیردار به روی افراد بیمار و نیازمند گشوده می‌شود. همچنین چهل تخت در همه این سال‌ها، پذیرای بیماران ناتوان و مستمند شهر است تا مراحل بیماری را پشت سر بگذارند.

مرگ رابعه و تولیت آستان

سال ۱۳۲۷ خورشیدی یک سال سرنوشت‌ساز برای بیمارستان است. رابعه‌خانم در این سال، پذیرای مرگ می‌شود تا نخستین تغییر در اداره بیمارستان رخ دهد و آن، متولی شدن آستانه بر پایه خواسته واقف است.

احترام‌السلطنه در ۸ اسفند سال ۱۳۱۱ خورشیدی وقف‌نامه‌ای را به ثبت می‌رساند که طبق آن پس از مرگش، تولیت اداره و مدیریت بیمارستان منتصریه و موقوفات آن به آستان قدس منتقل می‌شود. همچنین از آنجا که او فرزندی نداشته است، نظارت بر موقوفاتش را به برادرش اسدالله قهرمان می‌سپارد تا او عهده‌دار این منصب شود. حاج اسدالله نیز تا وقتی که عمرش کفاف می‌داده، خدمتگزار موقوفه خواهرش بوده و پس از او نیز رضاقلی قهرمان، پسر بزرگ او، عهده‌دار این کار می‌شود که تاکنون نظارت بر موقوفه توسط وی ادامه دارد.

رابعه‌خانم در کجا دفن شده است؟

بانو قهرمان در زمان حیات، حجره‌ای در حرم را با پرداخت ۱۰۰ هزار ریال از آن خود می‌کند که دو سرداب دارد. یکی از جای قبرها را پس از مرگ عمهاش به او واگذار می‌کند و یکی دیگر را نگه می‌دارد تا وقتی که اجل به سراغ خودش آمد، در جوار حضرت رضا (ع) بیارامد. این حجره که طبق اسناد آستان قدس رضوی، جنب کفشداری هندی‌ها قرار دارد، حدود ۷۵ سال پیش میزبان پیکر رابعه‌خانم شده است.

۱۲ سال پیوند عضو

دهه ۴۰ قرن ۱۴ خورشیدی صفحه تازه‌ای از زندگی بیمارستان ورق می‌خورد؛ ساختمان منتصریه در حالی که به پنجاه سالگی خودش نزدیک می‌شده، خسته و فرتوت به نظر می‌رسیده است. از طرفی سیل مهیب سال ۱۳۲۹ خورشیدی که خسارات زیادی به شهر زده، بیمارستان را هم بین‌سِیب نگذاشته و حالا وقتش شده است که ساختمان کهنه جان تازه‌ای بگیرد.

آستان قدس رضوی به کارمندان خود مأموریت می‌دهد وضعیت ساختمان را مطالعه و بررسی و با اطلاع ناظر موقوفه، بنای آن را تجدید کنند و گنجایش آن را افزایش دهند. مرحوم مؤتمن در کتاب «راهنما و تاریخ آستان قدس رضوی» درباره این بیمارستان در سال ۱۳۴۶ خورشیدی می‌نویسد: «بنای سابق که کهنه و تقریباً نیمه‌خراب شده بود، به‌کلی برچیده شد و به جای آن بنای تازه‌ای ایجاد شد و در خردادماه ۱۳۴۳ شمسی زمان تولیت امیرعزیزی رسماً افتتاح و شروع به کار نمود.

در نود سالگی بیمارستان منتصریه (۱۳۸۷ خورشیدی) در حالی که جمعیت شهر مشهد بیش از ۳ میلیون نفر شده بود، نیاز به گسترش فضای بیمارستان در اولویت قرار می‌گیرد؛ به همین علت آستان قدس رضوی با حفظ ساختمان قدیمی، سازه ۶ طبقه‌ای در زمین وقفی رابعه‌خانم بنا می‌کند و ساختمان جدیدی را با زیربنای ۹ هزار و ۲۰۰ متر بالا می‌برد.

این سازه همزمان با سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع)، افتتاح و برای بهره‌برداری و تجهیز به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، تحویل داده می‌شود. پس از آن، بیمارستان منتصریه با تغییر کاربری به نخستین مرکز پیوند اعضا و دیالیز در شرق کشور تبدیل می‌شود.

10 صفحه آخر