printlogo


مروری بر آثار تولیدی انتشارات بهنشر با محوریت «وقف»
وقف؛ احسان پیوسته جاری

مروری بر آثار تولیدی انتشارات بهنشر با محوریت «وقف»

وقف؛ احسان پیوسته جاری

عرصه وقف، میدان مقدسی است و سخن از مسئله وقف و ترویج این سنت حسنه و تبیین نقش آن برای رفع نیازهای ضروری و اساسی جامعه اعم از نیازهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارای اهمیت است. به همین دلیل از رسالت‌های مهم رسانه‌های جمعی ترویج این حرکت خداپسندانه و مردم‌گرایانه است.

موضوع «وقف» می‌تواند دستمایهٔ آثار هنری فراوانی از قبیل داستان‌ها، مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی قرار بگیرد و رفته‌رفته این فرهنگ رواج یابد، تفکر فردگرایانه محصور و محدود شده و تفکر جمع‌گرایانه و توجه به سرنوشت و زندگی دیگران گسترش یابد. یکی از راه‌های توسعه فرهنگی وقف و تزریق انگیزه و ایثار جاودانه، استفاده از شیوه‌های جدید برای انتقال مفهوم «وقف» برای افراد جامعه از کودک تا بزرگسال است. در این زمینه یکی از ابزارهای مؤثر، تولید کتاب است. انتشارات بهنشر در سال‌های اخیر با رویکرد ترویج فرهنگ معارف اسلامی و رضوی نسبت به چاپ و نشر اثر در این مبحث اقدام کرده و در حوزه ترویج سنت حسنه وقف تاکنون آثار برجسته و مطلوبی را در قالب داستان و رمان، پژوهش و مطالعات وقف، زندگینامه واقفان برای گروه‌های سنی کودک و نوجوان و بزرگسال، چاپ و در بازار کتاب عرضه کرده است.

عمارت پیر؛ داستان یک آبادی که وقف امام رضا(ع) شد

کتاب «عمارت پیر»، داستانی از اوضاع و احوال ارباب و صاحب عمارت یک آبادی در سال‌های دور را روایت می‌کند و به ماجراهای وقف یک روستایی به حرم حضرت رضا(ع) می‌پردازد که در راه عمل به این وقف، چالش‌ها و مشکلاتی ایجاد می‌شود.

عاشقانه‌ها، اتفاقات و گپ‌وگفت شخصیت‌های رمان، در فضای روستا و ارباب_رعیتی روایت می‌شود. راز و نیاز با معبود و توسل به امام رضا(ع) و عشق به زیارت، در لابلای کلمات و احساسات اهالی «عمارت پیر»، حال و هوای معنوی زیبایی را برای مخاطب تجسم می‌کند. رمان «عمارت پیر» حاصل تخیل و مهارت داستان‌نویسی حسین زند است. وی محقق و داستان‌نویسی است که روایت‌های داستانی‌اش را در بستر جامعه و با بیان سنت‌ها، آداب و رسوم مناطق مختلف کشور می‌نویسد. کتاب «عمارت پیر» در قطع رقعی و ۱۶۰ صفحه توسط به‌نشر چاپ و منتشر شده است.

گزیده‌ای از این کتاب: «بیاختیار صدا به دعا بلند کرد و امام رضا(ع) را به مدد گرفت: «یا ضامن آهو، می‌بینی که دستانم اسیر قساوت جبار است و کاری از من ساخته نیست، می‌ترسم به کین جبار جان بدهم و امانت ارباب بی‌سرانجام بماند و این همه ملک و املاک که وقف حرم شماست بیفتد دست نااهل، دستم به دامنت! زنده ماندن و نماندنم مهم نیست، فقط کاری کن که آن دنیا شرمنده شما و آن خدا بیامرز نباشم، خودت راه و چاه را نشانم بده».

مادربزرگ منتظر است؛ داستانی برای احیای قنات خشکیده وقفی

در زمان‌هایی که ویترین کتابفروش‌ها آثار تخیلی و فانتزی با ژانرهای وحشتناک و پر از هیجان، زد و خورد، تعقیب‌وگریز و تعلیق و رئالیسم جادویی را به نمایش می‌گذارند و نوجوانان را خواسته یا ناخواسته به مطالعه این سبک کتاب‌ها سوق می‌دهند، گروهی از مؤلفان بر خلاف این جریان در تلاش هستند که با تألیف و نگارش داستان‌هایی مفید، نوجوانان را برای رسیدن به مقام والای انسانیت یاری کنند. مخاطب نوجوان با انتخاب کتاب خوب و مطالعه داستان ارزش و مفاهیم انسانی و معارف اسلامی و دینی به شیوه غیرمستقیم می‌آموزد. کتاب «مادربزرگ منتظر است» نوشته یوسف یزدیان وشاره، داستانی متفاوت و پرکشش دارد و ماجرای نوجوان ۱۴ ساله‌ای به نام «مهرآور» را در زمان قاجار روایت می‌کند. پسر نوجوان قصد دارد قنات خشکیده آباء و اجدادی‌اش که وقف امام رضا(ع) شده را آباد کند. این کتاب با قصه‌ای پرچالش و معمایی به موضوع نذر و وقف اشاره دارد. نکات اخلاقی، تلاش، همدلی، همکاری، محبت، کمک، صبر و پشتکار از جمله صفات پرتکرار قصهٔ کتاب است. «مادربزرگ منتظر است» در ۱۶۴ صفحه و قطع وزیری منتشر شده است.

گزیده‌ای از این کتاب: «غصه‌اش را نخور آقا گل عزیزم، استادکار گلم! وقف‌نامه که باشد، همه چیز حل است... این رحمت‌الله خان عزیز هم باید بداند زمین وقفی را در اختیارش می‌گذارند تا بر اساس وقف‌نامه مکتوب عمل کند... این را هم بگویم در وقف‌نامه می‌نویسیم متولی این قنات موقوفه تا خبر بعدی، فرزند ذکور ارشد خاندان حاجی کبار یزدی خواهد بود. پدرم هنوز حرف زیادی داشت که درباره وقف‌نامه کبار بزند...»