
آمد و شد از این شهر به آن شهر مثل امروز سهل و آسان نبود و سفر از شهری به شهر دیگر روزها و گاهی ماهها طول میکشید. راه رسیدن به مشهدالرضا هم برای زائران غیرایرانی دور بود و دراز. تغییرات فصلی و ناامنی مسیر هم مشکلات سفر را دوچندان میکرد. همه اینها دست به دست هم میداد تا زوّار آمده از سایر بلاد اسلامی، روزهای بیشتری را در این شهر سپری کنند.
تنگناهای مالی زائران راه دور
دشواریهای سفر و به درازا کشیدن مدت اقامت، زائران بلاد غریبه را با تنگناهای مالی مواجه میکرد. این شرایط، واقفان نیکاندیش را به این اندیشه وامیداشت تا این گروه از زوّار را بر سایرین ارجحیت دهند و به آنها کمکهای مالی کنند.
در طول تاریخ حرم مطهر، زوّار غیرایرانی زیادی برای زیارت رهسپار مشهد میشدند که غالب جمعیت آنان از میان کشورهای عربی همسایه مانند بحرین، عراق، کویت، عربستان، سوریه و لبنان و ... بود. این گروه از زائران هرگاه در طول سفر زیارتی خود با مشکلی مواجه میشدند، چاره را در مراجعه به تشکیلات آستان قدس مییافتند. آستان نیز دست رد به سینه آنان نمیزد و از محل درآمد رقبات موقوفهها، به صورت نقدی و غیرنقدی به آنها کمک میکرد.
کمکهای آستان به اعراب، هم از محل عواید حاصل از موقوفات عمومی و هم موقوفات مختص زائران خارجی، پرداخت میشد. نمونه موقوفات عمومی زوّار، موقوفۀ عتیق علی منشی است که در سال ۹۳۱ قمری برای اطعام مساکین و صادرین و واردین وقف شده است. از محل این موقوفه، پرداختهایی هم در وجه زائران عرب خارجی صورت گرفته است. به عنوان نمونه در پنجم محرم سال ۱۲۷۶ قمری مقدار ۵۳ من نان توسط میرزا محمدعلی تحویلدار آستان قدس به ۵۳ نفر زائر عرب داده شده است (سند ش ۱/۴۳۱۰۱۰).
از دیگر نمونه موقوفههای اختصاصی برای زوّار غیرایرانی نیز میتوان به موقوفه صفیقلیخان بیگلر بیگی اشاره کرد. وی که یکی از رجال دوره صفوی بود، در سال ۱۰۷۶ قمری تعداد ۱۷ باب دکان و یک باب قهوهخانه و دو باب خانه در محله چهارباغ مشهد و همچنین مزرعه گوجکی در بلوک تبادکان مشهد را برای زائران مستحق بهخصوص زوار اهل بحرین که بعد از عتبات عالیات به زیارت روضه مقدسه رضوی میآمدند، وقف کرد. در صورتحساب سالهای ۱۲۵۶ تا ۱۲۶۰ قمری یک مزرعه کوچک و کمکهای پرداختی به زائران عرب اهل بحرین، کربلا، نجف، کاظمین، مکه و مدینه ثبت شده است. از جمله سندی با شماره ۳۸۸۲۶ که به پرداخت یک تومان به حاج مصطفی زائر کربلایی در رجب ۱۲۵۶ قمری و پرداخت دو تومان به حاجی حسن بحرینی در رمضان ۱۲۶۰ قمری اشاره دارد.
در اسناد مربوط به مهمانسرا و دارالشفاء هم نامهای زائران عربی به چشم میخورد. زوّار عرب به دلیل بیماری در طول مدت زیارت از خدمات دارالشفاء استفاده میکردند. به عنوان مثال در گزارش عملکرد دارالشفاء مربوط به پنجم جمادیالثانی ۱۲۸۷ قمری در میان فهرست نامهای بیماران به یک زائر عرب نجفی به نام شیخ مهدی اشاره میشود که به مدت ۲۶ روز تحت درمان بوده است.
در بسیاری از اسناد آرشیوی سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی به کمکهای صورت گرفته به زوّار عرب خارجی اشاره شده است. به طور کلی اسناد مربوط به این نوع کمکها به سه دسته اصلی عریضه، اسناد مالی و توصیهنامهها تقسیم میشود.
عریضهها
رسم عریضهنویسی در واقع دادن درخواست از سوی یک فرد برای طلب کمک و چارهجویی در حل مشکل است. عریضهنویسی توسط زائران برای دریافت کمک از طرف آستانه مقدسه نیز از دوره صفویه مرسوم شد اما بیشترین عریضههای زائران از نیمه دوم حکومت قاجار به جامانده است. معمولاً عریضههای مطرح شده از سوی زائران عربزبان خطاب به بالاترین مقام مسئول آستان یعنی همان متولی یا نایبالتولیه نوشته میشد. اعراب عموماً نوشتن این عریضهها را به کاتبان ایرانی میسپردند، لذا اکثر این اسناد به زبان فارسی است. البته مواردی مانند عریضه سیدجعفر از اهالی کربلا (شماره سند ۱/۲۳۳۹۵) و یا عریضه شیخ احمد از زائران نجفی (شماره سند ۴/۲۳۳۹۵) به زبان عربی نوشته شده است. در این عریضهها روال به این ترتیب بود که شخص بعد از معرفی خویش و محل زندگی، مشکلش را مطرح و درخواست کمک میکرد. ترتیب پرداخت هم به این صورت بود که پس از وصول عریضه، متولی در گوشه بالایی عریضه، درباره میزان پرداخت و محل تأمین آن به تحویلدار کل دستوراتی میداد و در وجه زائر نامبرده برات صادر و بعد از پرداخت توسط تحویلداران از زائر رسید دریافت میشد.
کمآوردن خرجی سفر، گم شدن یا سرقت اموال، بیمار شدن و ... مواردی بود که زائران را به نوشتن عریضه و کمک گرفتن از آستان وادار میکرد. آستان نیز در اکثر مواقع با کمکهای نقدی و در بعضی موارد نیز با کمکهای غیرنقدی چون نان و غلات و حتی در مواردی علوفه برای چهارپایان زائران، آنان را یاری میکرد. تأمین پاپوش و لباس گرم در فصل سرد نیز یکی دیگر از مشکلات زائران در مدت اقامت در مشهد بود که برای رفع آن از آستان کمک میخواستند. بیشتر کمکهایی که آستان در این زمینه به زائران عرب میکرد از محل موقوفه وزیر نظام بود.
درخواست کمک شیخ عبدالحسین از مجاوران نجف اشرف در آستانه فصل سرما برای تأمین هزینه بالاپوش و زغال در محرم ۱۳۰۱ قمری نیز نمونه آن است (سند شماره ۲۹/۲۳۸۶۹). نمونه دیگر نیز عریضهای است از سوی شیخ عبدالحسین نجفی که در آن برای تهیه پوستین برای خود و خانوادهاش درخواست کرده است (سند شماره ۲۶/۲۴۳۳۶).
توصیهنامهها
روش دیگری که زائران عرب با استفاده از آن به آستانه مقدسه درخواست کمک میدادند، ارائه توصیهنامههایی از سوی عالمان یا بزرگان بود. این توصیهنامهها گاه برای تأیید افراد تنگدست بود و گاه برای پذیرایی و کمک به شخصیتهای مهم و شناخته شده نوشته میشد. به عنوان نمونه شیخ محمدحسن نجفی یکی از عالمان شیعه در حاشیه عریضهای به تاریخ محرم ۱۳۱۳ قمری، مراتب فقر و تنگدستی یکی از زائران اهل جبل عامل را تأیید کرده و خواهان کمک به او از محل موقوفههای ویژه زائران جبل عامل شده است (سند شماره ۴/۲۱۴۷۸).
یکی دیگر از موارد وقف شده اختصاصی برای زوّار غیرایرانی، وقفی است که واقف آن حاجی علیاکبر فرزند حاجی ملکمحمد اصفهانی بوده است. وی در اواخر دوره صفویه (ذیقعده سال ۱۱۰۴ قمری) مزارعی را در بلوکات میان ولایت، رادکان و شاندیز جهت مصارف زائران غیرایرانی و به طور مشخص عربهای عراق و جبل عامل به ویژه زائران سادات عرب وقف کرد. حاج علیاکبر در این وقفنامه حدود یک سهم و نیم از منافع املاک یاد شده را برای پرداخت کمک به سادات زائران نجف، کربلا و کاظمین و حدود ۳ سهم را برای مصارف زوّار عرب جبل عامل، بحرین و جزایر با شرط ختم یک مرتبه کلامالله مجید در مدت چهار ماه از سوی دریافتکنندگان اختصاص داد.
در این توصیهنامهها، غیر از علما، شخصیتهای کشوری هم خطاب به متولی آستان قدس افرادی را معرفی میکردند. به عنوان مثال در سندی مربوط به سال ۱۳۰۰ خورشیدی، فرمانفرمای کل ایالات خراسان سیستان طی یک نامه اداری به متولی آستان قدس، خواستار فراهم کردن زمینه بازگشت شیخ محمد عرب و دو تن از همراهانش که از عربهای مدینه بودند، میشود (سند ش ۱/۶۳۰۰۹). متولی نیز در جواب این درخواست در نامهای کارهای انجام شده شامل تأمین اسکان، وسایل گرمایشی و خرجی بازگشت این زائران را شرح داده است (سند ش ۱/۶۲۹۸۹). دیگر نمونه این توصیهنامهها مربوط به نامهای با سربرگ و مهر رئیسالوزرا در تاریخ ۱۳۰۶ خورشیدی است که وی در آن در مورد شخصی به نام سیدعیسی که از عتبات برای زیارت به مشهد آمده توصیههایی کرده است (سند ش ۶۹/۶۴۶۰۵).
اسناد مالی
سندهای مالی چون حوالههای پرداخت، قبضهای رسید و گزارشهای مالی تحویلداران، سومین گروه از اسناد کمکهای مالی آستان به زائران عرب خارجی است. معمولاً روال به این صورت بود که متولیباشی آستان قدس حوالهها را خطاب به تحویلداران کل مینوشت و سپس دستور پرداختهای نقدی و غیرنقدی در وجه زائران صادر میشد. یکی از نمونههای این اسناد مربوط به دستور پرداخت ۴ تومان در وجه ۴ نفر از عربهای جبل عامل در محرم ۱۳۱۴ قمری است (سند ش ۷/۱۶۶۱۱).
قبضهای رسید از جمله اسنادی است که به کمکهای آستان به زوّار عرب اشاره دارد. زائران این قبوض را پس از پرداختهای نقدی و یا دریافت کمکهای غیرنقدی توسط تحویلدار با مهر یا امضای خویش تأیید میکردند. نمونه آن قبض رسید در تاریخ ۱۲ ربیعالثانی سال ۱۲۹۹ قمری برای تحویل یک خروار غله از محل موقوفه حاج علیاکبر اصفهانی در وجه جعفر نجفی در ازای ختم یک دور قرآن است (سند ش ۱/۱۵۰۷۱). مورد دیگر هم رسید پرداخت مبلغ ۴ تومان از محل موقوفه نظامالدوله در وجه دو نفر از زائران اهل مدینه به نام حاج حسن و حاج علی در محرم ۱۳۲۴ قمری است (سند ش ۳/۴۴۶۷۹). گزارشهای مالی تحویلداران نیز نوع دیگری از این اسناد مالی بود. آنان ملزم بودند تا کمکهای پرداختشده به اعراب را در گزارشات دورهای خود درباره هزینه عواید موقوفهها ثبت کنند.
زائران غیرعرب هم از قافله جا نماندند
اعراب عتبات عالیات با ۳ مورد موقوفه از بیشترین کمک مالی در میان زائران غیرایرانی برخوردار بودند. عربهای بحرین و جزایر ۲ مورد، عربهای حجاز و جبل عامل نیز هر کدام یک مورد موقوفه اختصاصی داشتند. اما به جز عربها، زائران غیرایرانی بسیاری به مشهدالرضا میآمدند و آنها نیز در صورت نیاز از موقوفههای زوّاری کمک دریافت میکردند. شیعیان افغانی، بربر (خاوری) و بنکشی (شیعیانی از یک منطقه در پاکستان) جزو این دسته از زوّار بودند که هر کدام دو موقوفه اختصاصی داشتند. شیعیان آذربایجان، هندوستان و ترکستان نیز هر یک جزو زوّار، مشمول برخورداری از کمکهای مالی یاد شده در این اسناد بودند.
دو نمونه از این موقوفات توسط سردار محمد علمخان حکمران بلخ و بدخشان ترکستان وقف شده است. اولین موقوفۀ وی، مورد ۳ دانگ از مزرعه شمسآباد واقع در بلوک میان ولایت مشهد بود که جهت مصارف زائران در سال ۱۲۹۰ قمری به شرح زیر وقف شد: ناظر کلاً کفش و پوستینچه خریده و به فقرا و مستحقان زوّار بربری (خاوری) و بنکشی (شیعیانی از یک منطقه در پاکستان) و سایر زائران قندهار و کابل و غیره بدهد. محمد علمخان دو سال بعد نیز مزرعه مومنآباد واقع در بلوک منیژان را بر مصارف زائران افغان از جمله تأمین پاپوش و کلیجه و کمک نقدی در مشهد وقف کرد.