
عریضههایی به درگاه امید
پرداختهایی که در دوره صفویه به صورت وظیفه و مستمری انجام میشد، در دوره قاجار با تغییر ساختار اداری آستان قدس در قالب عرایض و درخواستهای مطرح شده از طرف مردم ادامه یافت. عریضههای مردم که از گوشه و کنار شهر میرسید، داستانهایی از زندگی بودند که در آستان قدس به گوش میرسیدند و پاسخ میگرفتند. این کمکها، نه فقط یاری مالی، بلکه شعلهای از امید را در دلهای ناامید میافروخت و از درد و رنجشان میکاست.
در این دوره زائران دریافتکننده کمک، تنوّع قومی و مذهبی گستردهای داشتند و از شهرهایی چون کاشان، سبزوار، یزد، حاشیه خلیج فارس و ... حتی کشورهایی چون افغانستان و قفقاز بودند و یا قومیتهایی مانند بلوچ داشتند و در برخی موارد عضو اقلیتهای مذهبی تازه مسلمان بودند. نکته جالب این بود که درخواستهای تاییدشده توسط حکومت مرکزی، علما یا افراد مهم از اهمیت بیشتری برخوردار بود و پول بیشتری به آنها پرداخت میشد. طبق اسناد به جامانده از این دوره، هم زنان و هم مردان جزو دریافتکنندگان کمکهای آستان قدس بودند. هرچند تعداد مردان درخواستدهنده نسبت به زنان بیشتر بوده اما سندی که نشان از تفاوت میان زن و مرد در میزان نوع پرداخت باشد وجود ندارد.
پرداخت غلّه به زوّار فقیر یکی از موارد مصرف این موقوفات بود که نمونه آن را در موقوفه اسحاقخان قرائی حاکم تربت حیدریه و اطراف آن میتوان دید. وی که از جمله واقفان دورۀ قاجار بود، قنات مشهور به قاسمآباد و مزرعه شریفآباد را در سال ۱۲۵۵ قمری بدین قرار وقف کرده که پس از کسر خرج تعمیرات موقوفه و یک عشر حقالتولیه، مابقی را به وزن یک من تبریزی غلّه به زائران فقیر پرداخت کنند. میرزا محمدرضا مؤتمنالسلطنه وزیر و پیشکار مملکت خراسان نیز از جمله واقفانی بود که در همین سال املاکی مانند مزارع بازه حوض، کاریز سفید، زمانآباد و مزرعه بروره چناران را برای موارد مختلفی از جمله کمک به مساکین و زائران مستحق وقف کرد.
مزرعه شادکن واقع در خارج دروازۀ نوغان هم موقوفهای بود که محمد ناصرخان قاجار ملقب به ظهیرالدوله، وزیر دیوانخانه عدلیه آن را در سال ۱۲۸۸ قمری وقف دارالشفای حضرت کرده و مقرر داشته، مازاد درآمد آن برای کمک به زوّار فقیر معطل مانده و ابنالسبیل هزینه شود.
شش سال قبل از آن هم محمد قلیخان پسر اله یارخان آصفالدوله، یک رشته قنات و یک قطعه باغ در محله چهارباغ مشهد معروف به اراضی نظامالملکی را به نیابت از تمامی ورثه آصفالدوله حاکم خراسان وقف آستان مقدس رضوی کرد تا مازاد درآمدش برای زائران فقیر هزینه شود.
سال ۱۳۰۸ قمری نیز میرزا عبدالرسول منشی وزیر خارجه، مبلغ ۲۵ تومان از ۸۵ تومان عایدات املاک وقفی خود در محال رشت را وقف زوّار مسکین کرد. مزارع محمدآباد و بحرآباد هم دیگر موقوفه این دوره بود که امیرحسینخان نظامالدوله فرمانفرمای خراسان آن را در سال ۱۲۹۱ قمری برای مصارف زوّار شیعه ۱۲ امامی وقف کرد. این واقف ۶ دهم از منافع موقوفه را هم برای سایر مصارف زوّاری مانند کفش، پیراهن، زیرجامه، پوستین و کرایه راه اختصاص داد.
در سایۀ سخاوت واقفان عصر صفوی
با روی کار آمدن صفویان، امر زیارت مورد توجه قرار گرفت و انجام وقف به نیّات مرتبط با این حوزه افزایش چشمگیری پیدا کرد. چنانکه نزدیک به یک چهارم از موقوفههای دوره صفوی به طور مستقیم به مصرفهای عامه زائران یا مساکین و زوّار فقیر اختصاص یافت و بیشترین عواید حاصل از موقوفات سده اول حکومت صفویه برای مصرفهای زواری خصوصاً کمک مالی به زائران نیازمند صرف میشد. هرچند اسناد مربوط به پرداخت کمکهای مالی به زائران در دوران صفویه و افشاریه به نسبت دوران قاجار بسیار اندک است اما همین موارد هم حاکی از دست خالی برنگشتن زوّاری است که به امید دریافت کمک به حرم مطهر رضوی میآمدند.
موقوفه خواجه وردیآقا که در ذیالقعده سال ۱۰۹۶ هجری قمری وقف شده، یکی از این نمونه موقوفات است که عواید حاصل از آن به جز شربتخانه مبارکه، برای زائران و مستحقان وقف شده است. موقوفه دیگر هم متعلق به امیر جلالالدین سیدمحمد بوده که در سال ۹۵۰ قمری وقف زائران، در راه ماندگان و مستحقان کرده است. یک باب کاروانسرا، ۱۱ باب مغازه و یک باب حمام در مشهد (در خیابان سفلی) هم موقوفاتی است که شاهوردیخان در ربیعالثانی ۱۰۹۱ قمری وقف موارد مختلفی چون کمک خرج زائران فقیر و در راه مانده آستانه کرده است. مختار بیگ نیز موقوفهای را در خراسان در سال ۱۰۹۶ قمری به منظور کمک به زائران وقف کرده است.
این کمکها فقط شامل حال زائران ایرانی نبوده و احتیاجات زوّار غیرایرانی هم از نظر واقفان دور نمیمانده است. حاج علی اکبرخان هم یکی از نیکوکاران این دوره است که رقباتی شامل مزارع فولیان دهشک و خطایان در اطراف مشهد را در سال ۱۱۰۴ قمری وقف سادات زائر آمده از نجف، کربلا و کاظمین کرده است. سندی به شماره ۱/۳۴۵۴۰ در دفتر توجیهات سال ۱۱۲۵ قمری به کمکهای نقدی و جنسی شامل کفش، کلاه، کفش چرمی، مسحی (کفش مسافرتی کسی که خیلی به سفر میرود)، پوستین و سایر اقلام از طرف آستان از محل این موقوفه به عربها و زائران بحرینی اشاره دارد.