
دختر، ادامهدهنده راه پدر
خاندان ملک، نامی بلند در تاریخ وقف ایران دارد. «آقا مهدی تبریزی»، پدر بزرگ حاج حسینآقا ملک از سرهنگان سپاه ایران در جنگهای ایران و روس بود که به روزگار ولایتعهدی ناصرالدین شاه قاجار و استقرار او در تبریز، به «میرزا تقیخان امیرنظام» (امیرکبیر بعدی) نزدیک شد و به هنگام مرگ «محمد شاه قاجار» میرزا تقیخان را یاری داد که ولیعهد را به تهران بیاورد و به تخت سلطنت بنشاند. از اینجا بود که به لقب «ملکالتجاری» مفتخر شد و ستاره اقبالش درخشیدن گرفت. نام خانوادگی این خاندان برگرفته از همین لقب است.
«حاج حسین ملک»، همان نوه معروف «آقا مهدی تبریزی»، از دوران جوانی یار و همکار پدر در اداره املاک وسیع او بود که بیشتر آنها در خراسان قرار داشت، البته از همان زمان به گردآوری نسخههای خطی و آثار تاریخی و هنری علاقه فراوان نشان میداد. این علاقه نهایتاً به شکلگیری یکی از غنیترین کتابخانهها و موزههای ایران منجر شد.
عزتملک ملک، دختر بزرگ حاج حسینآقا ملک، ثمره ازدواج با «زهرا نوّابه قدسیه»، دختر میرزا عبدالله، متولی مسجد گوهرشاد، است. البته حاج حسینآقا ملک سه بار ازدواج کرد که حاصل آن پنج دختر بود و عزتملوک که اولین دختر از نخستین همسر ایشان بود، یکی از فرهیختهترین و ارجمندترین زنان ایران محسوب میشد. وی را بیشتر به عنوان دختر «حاج حسینآقا ملک»، بنیانگذار کتابخانه و موزه ملی ملک میشناسند و به واقع بسیاری از صفات نیک خود را از پدر آموخته بود، اما فضایلش در این انتساب خلاصه نمیشد. او هنرشناسی برجسته و منشأ خدمات بسیار به فرهنگ و هنر ایران بود.
دوران کودکی
بانو عزتملوک ملک متولد مشهد و کمابیش تربیت شده تهران بود. چون مادرش در هفت سالگی درگذشت و پدرش نیز مدتی بعد به فکر ازدواج دوباره افتاد، لذا او بخشی از دوران کودکی و نوجوانیاش را نزد عمویش حسنآقا ملک سپری کرد. گذشته از تحصیلات ابتدایی که در دبستان «ارض اقدس» مشهد به پایان رسید، تحصیلات متوسطه را در مدرسه دخترانه آمریکایی تهران گذراند و به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط یافت. او از همان روزهای کودکی، همچون پدر، اهل مطالعه و کتاب بود و همین علاقه و اشتیاق، وی را به سمت عالم هنر و دنیای نسخ خطی ارزشمند کشاند. او که دیوانهای گوناگون شعر را حفظ کرده بود، تحت تأثیر پدر علاقه فراوان به ادب و هنر پارسی داشت؛ چندان که در شعر و مشاعره و خوشنویسی طبعآزمایی میکرد و تحسین دیگران را برمیانگیخت. در همراهی با پدر، دلباخته مطالعه، پژوهش، فرهنگ و هنر شد و روزگار را در کنار پرداختن به امور خانوادگی با همسر و فرزندانش، بیشتر در امور فرهنگی، هنری، تألیف، مقالهنویسی و نیز جمعآوری کتابها و دیگر اشیای نفیس گذراند. در حقیقت کاری را که حاج حسینآقا ملک بنیان گذاشته بود، تداوم بخشید.
ازدواج و فرزندان
وی در ۲۶ سالگی با «صمد سودآور»، جوانی تحصیلکرده از خاندانی تجارتپیشه، ازدواج کرد. با توجه به فعالیتهای تجاری همسرش بارها به اروپا و آمریکا سفر کرد و فرصت یافت که ضمن بازدید از موزههای آنجا، ذائقه هنری خود را غنا بخشد و با آثار تاریخی و هنری ایران در موزههای غرب آشنایی بیشتری پیدا کند. از این بانوی فقید سه فرزند به یادگار مانده است: فاطمه، پژوهشگری به نام در حوزه تاریخ و فرهنگ؛ حسینعلی، که به جای مادر نظارت موقوفات ملک را برعهده دارد؛ و ابوالعلاء سودآور، از مجموعهداران و هنرشناسان بزرگ در سطح جهانی به شمار میآید. این نشانی است از استمرار سنت فرهنگپروری و هنر دوستی در خاندان ملک.
معتمدین پدر
حاج حسین ملک در وقفنامه کتابخانه، تولیت موقوفه را به خود اختصاص داد و برای دوران پس از مرگ به نائبالتولیه آستان قدس رضوی سپرد، اما مقرر داشت که نظارت بر اجرای وقفنامه با دو تن از فرزندانش، عزتملک و فلورت (دختر همسر دوم حاج حسین ملک) و نیز مدعیالعموم دیوان عالی تمییز (دادستان کل کشور در تشکیلات امروزی قوه قضائیه) باشد. این نظارت پس از دختران او با فرزندانشان خواهد بود - البته «با تقدم طبقه سابقه بر لاحقه و تقدم ذکور هر طبقه بر اناث». با درگذشت نابهنگام بانو فلورت، نظارت بر موقوفات ملک اختصاصاً به مدت حدود ۴۰ سال برعهده بانو عزتملک قرار گرفت که تا سالیان آخر عمر و دوران کهولت و بیماری، این مسئولیت را با جدیت تمام دنبال کرد. از سال ۱۳۵۱ که حاج حسینآقا ملک در سن ۱۰۱ سالگی درگذشت، عمده فعالیتهای بانو عزتملک به اداره مناسب کتابخانه و موزه و نظارت بر حسن اجرای وقفنامه معطوف بود، اما افزون بر آن، خود نیز به گردآوری آثار فرهنگی و هنری همت گمارد و در سال ۱۳۸۵ آثار پرشمار و نفیسی را به موزه ملک تقدیم کرد که اینک در تالاری به نام خود او در معرض دید علاقهمندان قرار گرفته است. این آثار به طور عمده در دو بخش جای میگیرند: آثاری که بانو عزتملک خریداری کرد تا از کشور خارج نشوند و آثاری که به خارج از کشور منتقل شده بودند و او آنها را به بهای گزاف خرید تا به ایران بازگردانده شوند.
درس ماندگار پدر
مرحوم حاج حسینآقا ملک، در نزدیک به یک قرن عمر پرخیر و برکت، علاقه فراوانی به جمعآوری آثار و نسخ خطی نفیس و ارزشمند تاریخی داشتند. این عشق و علاقه به دختر بزرگش هم ارث رسید. بانو عزتملوک در بخشی از مصاحبههای قدیمی خود گفته بود: «پدرم در جوانی در خانه بینالحرمین در بازار تهران زندگی میکردند و از همان دوران علاقه به جمعآوری کتاب در پدر من به وجود آمد. پدرم حدود ۱۰۰ سال عمر کرد و همیشه هوش و حواسش بجا و علاقمند به کارش بود. تمام عشقش جمعآوری همین کتابهای باارزش بود. اگر کسی تابلویی، قلمدانی، خطی، شیء هنری و سکهای برای فروش میآورد، پدرم آن را میخرید. این کار به مرور زمینه ایجاد موزه شد. من نیز مانند پدرم، در مقایسه با خواهرهایم، به کتاب و مطالعه و جمعآوری اشیای عتیقه، بیشتر علاقمند بودم و از کودکی کنار پدر پای این کتابها نشسته و به ایشان در این زمینهها کمک کردم.»
عزتملوک درباره ادامه دادن راه پدر و سنت حسنه وقف نیز گفته بود: «وقتی پدرم این سنت پسندیده را شروع کرد، احساس وظیفه کردم و راه پدرم را ادامه دادم. وقف فرهنگی تأثیری سازنده در میان مردم دارد. من هم از پدرم پیروی و این آثار را وقف کردم تا خطها، تابلوها، کتابها، قلمدانها و آثار دیگر برای مردم ایران بر جای بماند.»
آثار اهدایی بانو عزتملوک
گنجینه اهدایی عزتملک ملک، یکی از بخشهای جذاب کتابخانه و موزه ملی ملک است که با تلاش و پیگیریهای این بانوی خیر جمعآوری شد. او در ۲ مرحله، ابتدا در سال ۱۳۸۷ و سپس در سال ۱۳۹۱ خورشیدی، ۲ گنجینه بزرگ از آثار تاریخی و نسخههای خطی را از مجموعه شخصی خود که طی سالیان پیاپی جمعآوری شده بود، به کتابخانه و موزه ملی ملک اهدا کرد. این مجموعههای بزرگ، تابلوهای نقاشی، قطعات و مرقعات خوشنویسی و نگارگری، سندها، تومارها، قرآنهای نفیس خطی، قلمدانها و سرقلیانهای تاریخی را در برمیگیرد. علاوه بر این، بسیاری از آثار و نسخههای خطی را از بیرون ایران، در حراجیهای مشهور دنیا، خریده و به کشور بازگردانده بود. او این کار را در مسیر برآوردن نیت پدرش میدانست و همواره اعتقاد داشت: «نباید بگذاریم آثار تاریخی ایران از کشور خارج شود و به دست دیگران بیفتد.»
تمایل به وقف فرهنگی
مهمترین هدف بانو عزتملوک ملک از وقف آثار پدری، علاوه بر حفظ تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم، ترویج سنت حسنه وقف بود. وی در بخشهایی از مصاحبههای قدیمی خود نیز گفته بود: «از زمانی که خودمان این سنت نیک را شناختیم، مشتاق شدیم و در این عرصه پیشتازی کردیم. مرحوم سهیلی خوانساری، همراه همیشگی پدرم، کمکی بزرگ در راه آشنایی ما با سنت وقف بود. انسان پس از عمری که از او میگذرد، درمییابد که عرضه آثار شخصیاش در یک محیط عمومی و نمایشگاهی بسیار باارزشتر از آن است که در یک منزل و اتاق دربسته خاک بخورد. این مشوقی بزرگ میشود تا به سوی وقف فرهنگی تمایل پیدا کند.»
سند (تومار، مبایعهنامه و وقفنامه)، نسخه خطی (قرآنها و دیوانهای نفیس شعر)، نقاشی پشت شیشه، قلمدان و آثار لاکی، تابلو نقاشی و نگارگری، خوشنویسی و سرقلیان مجموعه آثاری است که این بانوی بزرگ اهدا و وقف کرده است. این آثار در تالاری زیبا و شگفتانگیز با نام «آثار اهدایی بانو عزتملک ملک» در کتابخانه و موزه ملی ملک در معرض دید دوستداران فرهنگ و هنر ایران جای گرفته است. در میان این آثار، یک قرآن منحصربهفرد به خط میرزا شفیع ارسنجانی و تابلو نقاشی میدان مشق از آثار برجسته اهدایی این بانو به شمار میآیند که تابلو میدان مشق، ناصرالدین شاه را به همراه مظفرالدین میرزا، ولیعهد، و میرزا حسینخان سپهسالار، صدراعظم، نشان میدهد که در میدان مشق (محوطه امروزی باغ ملی) از قشون سان میبینند. اندازههای این تابلو و هنری که در آن به کار رفته است، چشمها را خیره میکند؛ ۴۳۸ در ۲۱۵ سانتیمتر. «محمدحسن افشار»، مشهور به لالباشی، از نقاشان دربار ناصرالدین شاه، این تابلو را نقاشی کرده است. همچنین یک تومار شگفتانگیز قاجاری به اندازه ۲ متر در ۱۰ سانتیمتر در این گنجینه وجود دارد که همه قرآن کریم در آن به خط غبار در قالب یک درخت سرو کتابت شده است. بانویی که دانشآموخته مکتب سخاوت و کرم پدر بود، در طول یک قرن زندگی پربرکتش نقش مهمی در حفظ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادب ایران ایفا کرد. او سراسر زندگیاش را به جمعآوری و وقف نسخههای خطی و آثار تاریخی ایران صرف کرد و بنیانگذار کتابخانه و موزه ملی ملک بود و همچنین، بهعنوان ناظر استصوابی موقوفات پدری، با وقف گنجینههایی بزرگ از آثار تاریخی، فرهنگی و هویتی، خدمات ارزندهای به فرهنگ و هنر ایران کرد.